پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله کعبی

الموقع الإعلامي لمکتب آیة الله الشیخ عباس الکعبي

پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله کعبی

الموقع الإعلامي لمکتب آیة الله الشیخ عباس الکعبي

پایگاه اطلاع رسانی  دفتر آیة الله کعبی

آیة الله کعبی فقیه و حقوق دان برجسته کشور و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و نماینده مردم شریف استان خوزستان در مجلس خبرگان رهبری است. این پایگاه به اصرار و درخواست دوستداران ایشان در اردیبهشت ماه 1394 تاسیس گردید. أغلب مطالب این پایگاه تولیدی هستند و به ندرت و در مورد مطالب خاص از اخبار دیگر خبرگزاری ها با توجه به اهمیت مطلب استفاده می گردد. این پایگاه توسط دفتر آیة الله شیخ عباس کعبی در اهواز اداره می گردد.
______________________________
کانال تلگرام: https://t.me/alkaebi
صفحه اینستگرام: kaabi_ir

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خارج فقه جهاد التمکین حوزه آیة الله کعبی خبرگان خوزستان اهواز» ثبت شده است

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله شيخ عباس كعبي، خلاصه تقریر درس خارج فقه استاد بزرگوار حضرت آیة الله شيخ عباس كعبی با موضوع جهاد، بحث "جهاد التمکین لاقامة الدين من ضوء القرآن الکریم" در تاریخ یکشنبه 1395/8/2 به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

حدیث امروز از باب وجوب الخوف من الله که این باب چهارده حدیث دارد. بنده حدیث چهارم را انتخاب کردم ( من خاف الله اخاف الله منه کل شیئ و من یخف الله اخافه الله من کل شیئ) خدا ترس و کسی که از خدا می ترسد خدا همه را از او می ترساند. ترس از خدا یعنی ترس از گناه و عواقب شوم گناه و توجه به جایگاه و عظمت الهی و رعایت حریم کبریایی خدا است و نه اینکه انسان مومن ترسناک است بلکه این است که احترام و هیبت و جایگاه مومن برای همه عیان و آشکار می شود.

بر پایه اقسام جهاد یک دسته بندی می کنیم به گونه ای که بتوانیم مباحث جهاد را در قالبی نو مطرح کنیم. بنابراین باب اول از بحث جهاد را تقسیم می کنیم بر سه بخش؛ اول جهاد التمکین، فصل دوم، جهاد دفاع از اسلام و مسلمین و جایگاه نظام اسلامی و فصل سوم  جهاد توحید و عدل و درمقابله با ملحدین و طاغوت و مستکبران

این سه فصل را به ترتیب بحث می کنیم

فصل اول جهاد التمکین لاقامة الدين

اقامه دین همانطور که در آیه 13 سوره شوری هست (شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدِّينِ ما وَصَّي بِهِ نُوحاً وَ الَّذي أَوْحَيْنا إِلَيْکَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ إِبْراهيمَ وَ مُوسي‏ وَ عيسي‏ أَنْ أَقيمُوا الدِّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ کَبُرَ عَلَي الْمُشْرِکينَ ما تَدْعُوهُمْ إِلَيْهِ اللَّهُ يَجْتَبي‏ إِلَيْهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدي إِلَيْهِ مَنْ يُنيبُ) که فعلا آیه مورد بحث ما نیست.

تمكين در لغت

  معمولا در کتابهای فقهی تمکین را در کتابهای نکاح خوانده ایم اما واژه تمکین ریشه قرآنی و ریشه روایی دارد. اصل این واژه در لغت، به نقل از بیضاوی این است که شیئی در جایگاه خود قرار بگیرد و مستقر شود. بعد این واژه برای تسلیط و سلطه پیدا کردن یا تملک یا اقتدار و قدرت استعاره شده و در مورد واژه مکنت معنای توانمندی را هم به کار برده اند. در عربی معاصر می گویند التمکین الاجتماعی یعنی توانمندی اجتماعی و در قدیم می گفتند: بنو فلان ذو مکنة.ذو مکنة یعنی جایگاه خاصی نزد سلطان دارند. 

پس خلاصه تمکین در لغت به معنای سلطه و اقتدار و قوت و قدرت آمده 

تمكين در قرآن کریم

در قرآن کریم و روایات واژه تمکین و مشتقات آن به معنای قدرت، ظهور و بروز و رسوخ و استحکام جایگاه در حداقل سینزده مورد احصاء کرده ایم که آمده مانند آیه شریفه ( کذلک مکنا لیوسف فی الارض)  یا  (و لقد مکناکم فی الارض و جعلنا لکم فیها معایش) مکنتکم ای ملکناکم یا جعلنا لکم فیها مکانا و اقدرناکم. چیزی شبیه تسخیر، همانطور که در آیه شریفه آمده است، (سخر لکم ما فی الارض جمیعا.)

تمکین در اصطلاح

اما در اصطلاح، آیا این واژه اصطلاحی هم دارد یا نه؟ برخی از نویسندگان معاصر اهل سنت اصطلاحی برای تمکین درست کردا اند و آن را به یکی از شاخه های فقه تبدیل کرده اند و فقهی طراحی کرده اند به نام "فقه التمکین" و تعریفی اصطلاحی درست کرده اند. بر اساس بررسی بنده، فقه التمکین از دیدگاه اینها به ظاهر موضوعش احیای امت اسلامی است. اینکه چگونه امت اسلامی را نجات دهیم و در مسیر پیشرفت قرار بدهیم؟ یکی از روشهای نظریه احیاگری آنها همین فقه تمکین است. در این زمینه کتابی هست از "الصلابی" به نام "تفسیر المومنین بفقه النصر و التمکین" که گفته است و در قرآن کریم انواع شرایط، اسباب و اهداف و تعریفی از تمکین کرده در اصطلاح و گفته فقه تمکین؛ هو دراسة انواع التمکین. شروط تمکین، اسباب تمکین، مراحل و مقومات تمکین من اجل رجوع الامة الى ما كانت عليه من السلطة و النفوذ و المکانة في دنيا الناس را هم بحث کرده است.

این کتاب در اصل پایان نامه دکتری بوده و الآن نزد جریانهای معاصر اهل سنت سلفی و غیر سلفی به کتابی مرجع تبدیل شده است.

غیر از "صلابی" دیگران هم تعریف کرده اند؛ "علی عبدالحمید" قبل از "صلابی" تمکین را به اهداف برگردانده و گفته ریشه و هدف همه کارهای اسلامی اجتماعی به تمکین باید برگردد. وی  میگوید هدف بنیادی مجموعه رفتارها و حرکتهای مسلمانها و از جمله فقه اسلامی باید علو و برتری باشد و رشد و تمکین یعنی علو و قبل از مرحله تمکین مرحله استخلاف است و نتیجه استخلاف تمکین می شود و بر اساس آیه شریفه (  وَعَدَ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً) از جمله این افراد،  محمد السید محمد یوسف فقه تمکین را فقهی دانسته که اسباب عقب ماندگی را در آن بحث می کند و اینکه چطور قدرت گذشته را از دست دادیم و چه کنیم که این قدرت را از نو به دست آوریم و موانع بر سر راه این هدف چیست و راه به سوی این اقتدار چیست و چه امیدهایی وجود دارد؟ این بحث را آقای محمد سید محمد یوسف در کتابی به نام "التمکین للامة الاسلامية في ضوء القران الكريم" آورده است و آقای  "علی عبدالحلیم" در کتابی به نام "فقه الدعوة الى الله" نیز بحث کرده است.

و نویسنده ای اهل سنت و لبنانی که گرایشهایی به انقلاب اسلامی هم داشته و دارد به نام دکتر "فتحی یکن"  که تعریف کرده: بلوغ حال من النصر و امتلاک شیئ من القدرة و حیازة شیئ من القدرة و السلطان و تایید الجماهیر و الانصار و الاتباع. بعد می گوید این نوع تمکین ثباتی برای اسلام و علو شان اسلام می شود. وی چیزی شبیه عناصر دولت؛ یعنی سرزمین، ملت، حاکمیت و حکومت را به شکلی حد اقلی گفته است که تمکین می شود.

این هم تعریف تمکین از لحاظ اصطلاحی 

بررسی

به نظر می آید اینها تعریفهای نویسندگان اهل سنت است از تمکینی که آن را شاخه ای از فقه قرار داده اند و چقدر موسسه و سازمان برای فقه مقاصد تشکیل داده اند و حتی متاسفانه حوزه در بخشی درگیر این به ظاهر فقه شد. آنها فقه تمیکن را در حوزه پیشرفت  و بازسازی دولت اسلامی قرار داده اند و چنین نگاهی به آن دارند.

در حالی که تعریفهای اصطلاحی که آقایان داده اند، اصلا ربطی به فقه ندارد یا بر می گردد به بررسی اسباب عقب ماندگی دولت اسلامی یا بررسی راه قیام امت اسلامی. و بررسی راه قیام، بحثی جامعه شناسی است، اینان نیامده اند حکم قیام را بررسی کنند. و احکام فقهی این مسئله را بسنجند. اگر می پرسیدند قیام با خصوصیاتی که ذکر کرده اند چه حکم فقهی و شرعی دارد می شد فقه در حالی که آقایان جامعه شناسی می کنند. بیان اهداف اسلام در تربیت و ساخت جامعه با رویکرد جامعه شناسی سیاسی ربطی به فقه ندارد بلکه مجموعه ای از مباحث قرآنی متعلق به سنت های الهی حاکم بر جامعه و تاریخ است که می تواند مبنی بشود برای فقه اما  فقه نیست و اینکه انبیاء چگونه صبر کردند و مبتلی شدند و خداوند چگونه انبیاء را پیروز کرد؟ این بحث ها باید علم الاجتماع السیاسی الاسلامی نام گذاشته شود نه فقه اسلامی. 

نکته بعدی آقای "صلابی" می گوید فقه النصر و التمکین در حالی که  بین نصر یا پیروزی و اقتدار یا تمکین عموم خصوص من وجه است و نه ترادف. در حالی که وی آیات مربوط به نصر را به معنای تمکین گرفته. تمکین نتیجه پیروزی است و در یک کلمه یعنی اقتدار. چه بسا در معرکه ای پیروزی هم به دست بیاید اما دیگران از اقتدار استفاده کنند و اقتدار تعلق دارد به لوازم زیادی نه تنها پیروزی اسلامی. 

مقتدر و کسی که دستش برای خواسته هایش باز است و موانع را بتواند برطرف کند متمکن است. علامه طباطبایی مختصر تمکین را تعریف کرده است می فرماید: (و المراد من تمکینهم فی الارض اقدارهم علی اختیار ما یریدونه من نحو الحیاة) توانمند سازی و مقتدر کردن جامعه ایمانی بر آن روش و سبک زندگی که می خواهند در حالی که مانعی هم وجود نداشته باشد یا اینطور نباشد که در تزاحم با امور نتوانند اجرا کنند.

پس اینکه جامعه بتواند سبک زندگی اجتماعی را بدون تهدید بیرونی و آسیب درونی اجرا کند این می شود جامعه متمکن. بر اساس این دیدگاه تمکین باز ملازمه با حکومت و دولت ندارد. ممکن است ما بتوانیم انقلاب هم کنیم و نظام طاغوت را براندازیم و قانون هم بنویسیم و نظام سیاسی بر مبنای حکومت الهی هم شکل دهیم اما تمکین حاصل نشده باشد.

تمکین یعنی توانمندی در رفع تهدیدها و آسیبهای درونی برای اجرای اسلام در صحنه جامعه. استخلاف نیز یعنی تشکیل نظام سیاسی (و لیمکنن) یعنی توانمندی در اجرای اسلام ناب. رهبری معظم انقلاب، انقلاب اسلامی را در چند مرحله تعریف می کنند. مرحله اول مرحله انقلاب، دوم،استقرار انقلاب، سوم تشکیل دولت اسلامی، چهارم، جامعه اسلامی و کشور اسلامی، پنجم، امت اسلامی و تمدن اسلامی. بعد ایشان می فرماید ( به مضمون) ما در مرحله دولت اسلامی هستیم و کسی ادعا نمی ککند اسلام از هر جهت اجرا شده باشد. اگر بخواهیم بر این اساس تطبیق کنیم تمکین مرحله تمدن اسلامی خواهد بود.

اقسام تمکین

مثال تمکین در قرآن زیاد است اما تمکین علی قسمین؛ تمکین جزئی و تمکین کلی. جزئی نه در کلان حکومت و نظام بلکه در بخشی از بخشها ممکن است اتفاق بیافتد. ممکن است نظامی طاغوتی باشد اما در بخشی از آن تمکین صورت گیرد. مثل تمکین حضرت یوسف در دولت الحادی و در بخشی پایانی توانست سیاستهایی را اجرا کند و در زمان حکومت های جائر امام صادق علیه السلام خطاب می کند به بن بضیع و می فرماید: اینها کسانی هستند که من نور الله بهم البرهان. برخی در دستگاههای جور هستند که خداوند به وسیله آنها برهانهای الهی را بیان می کند و مکن لهم في البلاد و جایگاهی پیدا کرده اند مثل همین بن بضیع و علی بن یقطین و دیگران. این تمکین باید گسترش پیدا کند. 

اما تمکین کلی تمکینی است که بدون هیچ رادع و مانع در همه ابعاد هست. مثل تمکین سلیمان نبی در جریان حکومت های صالح و نمرود در جریان حکومتهای غیر صالح و مثل جریان ذو القرنین. می فرماید (انا مکنا له فی الارض و آتیناه من کل شیئ سببا) که در رابطه با ذوالقرنین.

اینها فقط مقدمه است برای شناخت تمکین در لغت و اصطلاح

اما ما واژه ای که به کار بردیم و گفتیم جهاد التمکین لاقامة الدین یعنی جهاد برای کسب قدرت و اقتدار جهت اجرایی کردن دین. کسب اقتدار و تلاش برای کسب اقتدار جهت اجرایی کردن دین خودش جهادی است. فلذا نام این فصل را گذا شته ایم جهاد التمکین لاقامة الدین. مثل جهاد پیامبر اکرم در دو مرحله جهاد مکی یا همان جهاد کبیر و جهاد مدنی یا همان جهاد قتالی.

عمده جهاد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مکه است که چه زحمت هایی کشیدند تا جامعه اسلامی توانمند شود و تشکیل شود. یکی از بحثهای بحث جهاد تمکین هجرت است یکی از فروعات تقیه است یعنی سری کار کردن است، یکی از فروعات سیاسی کار کردن است یکی از فروعات بحث تمکین حرمت محبت بقاء ظالمین است. کار فکری و فرهنگی کردن است. بصیرت افزایی سیاسی اجتماعی است.

پس ما با ادبیاتی بر پایه قرآن و روایات و سیره پیامبر و سیره اهل البیت علیهم السلام رو به رو هستیم. جاهایی هم ممکن است جهاد تمکین کنیم اما تمکین حاصل نشود.

جزئیات و ادله آن ان شاءالله در جلسه آینده.